سرم، نمونه ارجح میباشد. پلاسمای هپارینه نیز ممکن است که مورد استفاده قرار گیرد، اما در این مورد باید مد نظر داشت که محدوده مرجع، مختصری بالاتر از محدوده مرجع سرم میباشد. ضد انعقادهای سیترات، اگزالات و EDTA به دلیل تشکیل کمپلکس با کلسیم و خارج کردن آن از محیط عمل، نباید مورد استفاده قرار گیرند. این ضد انعقادها سبب كاهش كلسيم سرم به روش اسپكتروفتومتري ميشوند. خون ناشتای گرفته شده با کمترین Occlusion وریدی و بدون ورزش قبل از خونگیری ترجیح داده میشود. رعایت ناشتا بودن برای انجام آزمایش کلسیم توصیه میشود. به عنوان مثال، پس از نوشيدن مقدار زيادي شير، مقدار كلسيم سرم افزايش مييابد. همچنین افزايش تريگليسريد سرم باعث تداخل در اندازهگيري ساير موادي كه از همان طول موج، جذب نوري دارند ميگردد؛ از جمله باعث افزايش كلسيم به روش CP (Cresol phetalein) ميگردد. براي تصحيح اثرات سرم ليپميك، از بلانك سرم استفاده ميشود. حتي سرم بلانك هم قادر به حذف كامل همه اين تداخلها نميباشد.
باز و بسته كردن مشت و پمپ كردن دست (pumping) در طي نمونهگيري سبب افزايش غلظت پتاسيم، لاكتات و فسفر ميشود. با افزايش لاكتات خون، PH خون كاهش يافته و غلظت كلسيم يونيزه سرم بالا ميرود.
پلاستیک و شیشه کلسیم را در جریان نگهداری جذب مینمایند. پلاسمای هپارینه و ادرار 24 ساعته نیز از سایر نمونههای قابل اندازهگیری هستند.
کلسیم در دمای 4-2 درجه سانتیگراد به مدت 1 هفته و در دمای 20- درجه سانتیگراد، ماهها پایدار میماند. نمونه ادرار باید قبل از انجام آزمایش کلسیم روی آن، ابتدا به منظور جلوگیری از رسوب مواد معدنی آن، اسیدی شود.
منبع: کتاب بیوشیمی عملی با تکیه بر نکات بالینی- تالیف محمد علیمحمدی و مراد رستمی
نظرات شما عزیزان: